Talisman log

city@conference.jabber.ru

Saturday, July 24, 2010

[09:37:06] babak joins the room as participant and none
اشكست بی وضودركوچه ى ليلانشست.عشق،آن شب مست مستش كرده بود
فارغ ازجام الستش كرده بود!
گفت يارب ازچه خوارم كرده اى
برصليب عشق دارم كرده اى
خسته ام زين عشق دل خونم نكن
من كه مجنونم، تومجنونم نكن
مرداين بازيچه ديگر نيستم
اين تو و ليلاى تو...من نيستم!!گفت اى ديوانه،ليلايت منم
در رگت پنهان و پيدايت منم
سالها با جورليلا ساختى
من كنارت بودم ونشناختی)
[09:37:18] babak leaves the room